ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

614

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

مىفرستم . آنگاه چند تن از امراى او همراه با الشريف القمى [ 1 ] به دمشق درآمدند و مكتوبى كه خود آن را « فرمان » مىخواندند قرائت كردند . امراى مغول در بستانهاى خارج شهر فرود آمدند . سيف الدين ارجواش [ 2 ] المنصورى به قلعه موضع گرفت . اميرى امان‌نامه امان نزد او برد كه فرود آيد و فرود نيامد . چند تن از مشايخ دمشق را فرستادند . او همچنان به تحصن خويش مىافزود . اين امر به سبب پيامى بود كه الملك الناصر در نهان به او داده بود . در اين احوال قفجق و بكتمر در ميدان فرود آمدند و از او خواستند كه فرود آيد . سيف الدين پاسخى درشت داد . گفتند : اگر تسليم نشوى خون مسلمانان به گردن تو است . گفت : به گردن شماست كه از دمشق بيرون رفتيد و غازان را به اينجا كشانيديد . قفجق به دمشق داخل شد و فرمان غازان را كه او را امارت دمشق و همهء شام داده بود براى مردم خواند و به نام غازان در مسجد خطبه خوانده شد و دست سپاهيان مغول در شهر به انواع آشوب و تاراج و ستم گشوده گرديد . همچنين در قراء اطراف چون صالحيه و ديه‌هاى آن و مزه و داريا ستم از حد گذرانيدند . ابن تيميه سوار شد و نزد شيخ الشيوخ نظام الدين محمود الشيبانى رفت . او در عادليه مىزيست . او را سوار كرده با خود به صالحيه آورد و اوباش و شورشگران را از آنجا طرد كردند . سپس مشايخ همگان برنشستند و شكايت به غازان بردند . مقربان غازان از بيم آنكه بر مغولان خشم گيرد نگذاشتند به غازان نزديك شوند . ميان دو طرف اختلاف افتاد و تاوان اين اختلاف را مردم شهر مىپرداختند . عاقبت نزد وزير سعد الدين و رشيد الدين آمدند و شكايت به آن دو بردند . اين امر سبب شد كه اسيرانشان آزاد گردند . در ميان مردم شايع شد كه غازان مغولان را پروانهء قتل و تاراج شهر داده است . مردم شهر به شيخ الشيوخ پناه بردند و بر عهده گرفتند كه چهارصد هزار درهم بپردازند تا مغولان را هواى تاراج از سر برود . براى فراهم كردن اين مبلغ بسيارى را زدند يا به حبس افگندند تا آن مبلغ حاصل شد . مغولان به مدرسهء عادليه درآمدند . ارجواش مدرسه را به آتش كشيد . براى كوبيدن قلعه منجنيقى بر بام مسجد بنى اميه نصب كردند ، آن را آتش زدند . منجنيق ديگر ساختند . مغولان سخت از آن حراست مىكردند . در اين گير و دار حرمت مسجد پاك برفت و در آن مرتكب اعمال حرام مىشدند . روزى مردم قلعه هجوم آوردند . نجارى را كه منجنيق مىساخت كشتند . ارجواش نايب قلعه نيز همهء خانه‌ها و مدارس و ابنيه و دار السعاده را كه در

--> [ ( 1 ) ] متن : الشريف الرضى . [ ( 2 ) ] متن : علم الدين .